- تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:07
خیلی وقتا دوست داشتن نباید تنها دلیلِ موندن و تحمل کردن باشه . خیلی وقتا باید نبود ، باید گذشت ، باید نادیده گرفت . خیلی وقتا باید فقط و فقط به فکر خودمون باشیم و برای آرامش خودمون بجنگیم . کسایی که باید رو نگه داریم و کسایی که نباید رو حذف کنیم . خیلی وقتا باید دلو به دریا زد . باید کاری کرد . حالا...
آنتن - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:08
بم میگه آنتن ندارم نمیتونم آنلاین شم . شارژم ندارم کاری داشتی خودت بزنگ . آنلاین نمیشدم . که مثلا ببینه انقد میگه انلاینی بخاطر خودش انلاینم . آنلاین شدم دیدم ساعت ۴ و خورده ای آخرین بازدیدش بود . فهمیدم ک شاید به نت نادر وصل شده . پیام داده بودم سین کرده بود و هیچی نگفته بود . مغزم داغ کرد . آره نا...
یار - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:08
نمیخوام دیگه بهش فکر کنم . میخوام برام بشه همون چیزی که من براش هستم. که وقتی هست باشه و وقتی نیست نباشه ! چیزایی ک میخواد رو میدم بهش ! . چی میخواد؟ یه دختر منطقی و بیخیال که هیچ چیزی عین خیالش نیس
کتاب - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:08
یه کتاب شروع کردم دارم میخونم . انقدر قشنگه که حتی به استرسم توجهی ندارم و میگم توروخدا بخونم تموم شه . حس میکنم خیلی خوشم میاد ازش
نمیدونم چرا - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:08
خوابم تقریبا پریده ولی دلم میخواد غر بزنم . و صد در صد که کسی نیست ناز بکشه :/ خب سوال پیش میاد که چرا باید غر بزنم ؟
خواب بهترین گزینه - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:08
گفته بودم میرم یه وری بعد ازمون هیچ جا نمیرم میام میخواااااااااااااابم فق
فاطمه - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:08
تو فکر این افتادم که ادرس وبو عوض کنم . یا همه چیز رو از صفر شروع کنم . ادرسشم به یار بدم . که بدونه چه شرایطی دارم . ولی بدونه که چی ؟ مثلا همین فاطمه (!) پوووف ملکه ی عذابِ منه . یه تنه جهنم میکنه همه چیو دوسش دارم ولی حس میکنم داره میرینه توش
صبح - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:08
صب بیدار شدم ولی دیدم واقعا لهم . خوابیدم . خب الان اوکیم . کم خوابی و بیخوابی این چند روز تقریبا جبران شد . میریم که داشته باشیم صبونه و باقی داستانامون رو :)
راس میگن کرم از خود درخته :/ - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:08
دیشب بهش گفتم کاش مثه مسافرت رفتنت حرف بزنیم . صبا یه زنگ شبا یه زنگ . ظهرم شدشد نشد نشد . گفت چرا . گفتم نمیدونم همینجوری یه چیزی پروندم . گفت باشه . یه لحظه دلم میخواست خودمو جر بدم . خب که چی که مثلا گفتم ؟؟ . صب که بیدار شدم و یادم افتاد حرصم گرفت . خب نباید میگفتم. از صب یه قلب دردی دارم ک نگم ...
درس - تاریخ: 1397/11/7 ساعت: 20:08
هر جور حساب میکنم تو خونه واقن نمیشه درس خوند . میشه ها ولی با جون دادن . با کلافگی با هزار جور درگیری . ولی خب نمیتونم همه بند و بساطمو جنع کنم ببرم کتابخونه . امیدوارم گشاد بازیم نگیره و فردا پاشم برم کتابخونه . بعدشم میام به بقیه ی کارام میرسم :/ پوووف دلم میخوادش . ولی خب ببینمش هوایی میشم و نمی...